{"citation":"M2:1889","mesra1":"هر زمان می‌گفت او نفرین نو","mesra2":"اوش می‌زد کاندرین صحرا بدو","section_title":"بخش ۳۹ - رنجانیدن امیری خفته‌ای را کی مار در دهانش رفته بود","section_slug":"d2-sh39","prev_citation":"M2:1888","next_citation":"M2:1890","commentary":[]}