{"citation":"M3:1046","mesra1":"می‌سُکست او بند و زان بانگ بلند","mesra2":"هر طرف می‌رفت چاقاچاق بند","section_title":"بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و  آورد به بغداد","section_slug":"d3-sh37","prev_citation":"M3:1045","next_citation":"M3:1047","commentary":[]}