{"citation":"M3:3195","mesra1":"لاجرم هر دو مناصر آمدند","mesra2":"هر دو خوش رو پشت همدیگر شدند","section_title":"بخش ۱۵۰ - دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشته‌ای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداخت","section_slug":"d3-sh150","prev_citation":"M3:3194","next_citation":"M3:3196","commentary":[]}