{"citation":"M3:980","mesra1":"لَنگ و لوک و خفته‌شکل و بی‌ادب","mesra2":"سوی او می‌غیژ و او را می‌طلب","section_title":"بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و  آورد به بغداد","section_slug":"d3-sh37","prev_citation":"M3:979","next_citation":"M3:981","commentary":[]}