{"citation":"M4:1432","mesra1":"چون سلاحش هست و عقلش نه ببند","mesra2":"دست او را ورنه آرد صد گزند","section_title":"بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیه‌السلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام  خود بگفت","section_slug":"d4-sh52","prev_citation":"M4:1431","next_citation":"M4:1433","commentary":[]}