{"citation":"M4:3240","mesra1":"رحمت از ما چشم خود بر دوختست","mesra2":"ز آفتاب تیز صحرا سوختست","section_title":"بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام  شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست","section_slug":"d4-sh123","prev_citation":"M4:3239","next_citation":"M4:3241","commentary":[]}