{"citation":"M4:3268","mesra1":"گشته ایشان پیر و باباشان جوان","mesra2":"پس پدرشان پیش آمد ناگهان","section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125","prev_citation":"M4:3267","next_citation":"M4:3269","commentary":[]}