{"citation":"M4:3270","mesra1":"که کسی‌مان گفت که امروز آن سند","mesra2":"بعد نومیدی ز بیرون می‌رسد","section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125","prev_citation":"M4:3269","next_citation":"M4:3271","commentary":[]}