{"citation":"M4:3272","mesra1":"بانگ می‌زد کای مبشر باش شاد","mesra2":"وان دگر بشناخت بیهوش اوفتاد","section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125","prev_citation":"M4:3271","next_citation":"M4:3273","commentary":[]}