{"citation":"M4:3286","mesra1":"جو جوی چون جمع گردی ز اشتباه","mesra2":"پس توان زد بر تو سکهٔ پادشاه","section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125","prev_citation":"M4:3285","next_citation":"M4:3287","commentary":[]}