{"citation":"M4:3293","mesra1":"پس خموشی به دهد او را ثبوت","mesra2":"پس جواب احمقان آمد سکوت","section_title":"بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن  چیست","section_slug":"d4-sh125","prev_citation":"M4:3292","next_citation":"M4:3294","commentary":[]}