{"citation":"M5:1861","mesra1":"پس اشارت کرد میری را که رو","mesra2":"نیم‌شب بگشای و اندر حجره شو","section_title":"بخش ۷۴ - قصهٔ ایاز و حجره داشتن او جهت چارق و پوستین و گمان آمدن خواجه تاشانش را کی او را در آن حجره دفینه است به سبب  محکمی در و گرانی قفل","section_slug":"d5-sh74","prev_citation":"M5:1860","next_citation":"M5:1862","commentary":[]}