{"citation":"M5:1873","mesra1":"پاک می‌دانستش از هر غش و غل","mesra2":"باز از وهمش همی‌لرزید دل","section_title":"بخش ۷۴ - قصهٔ ایاز و حجره داشتن او جهت چارق و پوستین و گمان آمدن خواجه تاشانش را کی او را در آن حجره دفینه است به سبب  محکمی در و گرانی قفل","section_slug":"d5-sh74","prev_citation":"M5:1872","next_citation":"M5:1874","commentary":[]}