{"citation":"M5:2874","mesra1":"آن زجاجی کاو ندارد نور جان","mesra2":"بول و قاروره‌ست قندیلش مخوان","section_title":"بخش ۱۲۶ - صید کردن شیر آن خر را و تشنه  شدن شیر از کوشش، رفت به چشمه تا آب خورد تا باز آمدنِ شیر جگربند و دل و گرده را روباه خورده بود کی لطیفترست، شیر طلب کرد دل و جگر نیافت از روبه پرسید کی کو دل و جگر؟ روبه گفت اگر او  را دل و جگر بودی آنچنان  سیاستی دیده بود آن روز و به هزار حیله جان برده؛ کی برِ تو باز آمدی؟ لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر","section_slug":"d5-sh126","prev_citation":"M5:2873","next_citation":"M5:2875","commentary":[]}