{"citation":"M5:3456","mesra1":"پیشش آمد زاهدی غم دیده‌ای","mesra2":"خشک مغزی در بلا پیچیده‌ای","section_title":"بخش ۱۴۵ - حکایت آن امیر کی غلام را گفت کی می بیار غلام رفت و سبوی می آورد در راه زاهدی بود امر معروف کرد زد سنگی و سبو را بشکست امیر بشنید و قصد گوشمال زاهد کرد و این قصد در عهد دین عیسی بود علیه‌السلام کی هنوز می حرام نشده بود ولیکن زاهد تقزیزی می‌کرد و از تنعم منع می‌کرد","section_slug":"d5-sh145","prev_citation":"M5:3455","next_citation":"M5:3457","commentary":[]}