{"citation":"M5:536","mesra1":"گفت طاوسا چنین پر سنی","mesra2":"بی‌دریغ از بیخ چون برمی‌کنی","section_title":"بخش ۲۶ - قصهٔ آن حکیم کی دید طاوسی را کی پر زیبای خود را می‌کند به منقار و می‌انداخت و تن خود را کل و زشت می‌کرد از تعجب پرسید کی دریغت نمی‌آید گفت می‌آید اما پیش من جان از پر عزیزتر است و این پر عدوی جان منست","section_slug":"d5-sh26","prev_citation":"M5:535","next_citation":"M5:537","commentary":[]}