{"citation":"M5:862","mesra1":"گفت اگر پایم بدی یا مقدمی","mesra2":"خود به راه خود به مقصد رفتمی","section_title":"بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید","section_slug":"d5-sh40","prev_citation":"M5:861","next_citation":"M5:863","commentary":[]}