{"citation":"M5:876","mesra1":"بی‌ازو ندهد کسی را حق نوال","mesra2":"شمه‌ای گفتم من از صاحب‌وصال","section_title":"بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید","section_slug":"d5-sh40","prev_citation":"M5:875","next_citation":"M5:877","commentary":[]}