{"citation":"M5:883","mesra1":"با تو او چونست هستم من چنان","mesra2":"زیر پای مادران باشد جنان","section_title":"بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید","section_slug":"d5-sh40","prev_citation":"M5:882","next_citation":"M5:884","commentary":[]}