{"citation":"M5:887","mesra1":"از برای آن دل پر نور و بر","mesra2":"هست آن سلطان دلها منتظر","section_title":"بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید","section_slug":"d5-sh40","prev_citation":"M5:886","next_citation":"M5:888","commentary":[]}