{"citation":"M5:893","mesra1":"گویی آن دل زین جهان پنهان بود","mesra2":"زانک ظلمت با ضیا ضدان بود","section_title":"بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید","section_slug":"d5-sh40","prev_citation":"M5:892","next_citation":"M5:894","commentary":[]}