{"citation":"M5:898","mesra1":"زانک این زاغ خس مردارجو","mesra2":"صد هزاران مکر دارد تو به تو","section_title":"بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید","section_slug":"d5-sh40","prev_citation":"M5:897","next_citation":"M5:899","commentary":[]}