{"citation":"M5:903","mesra1":"هر که او بر خو و بر طبع تو زیست","mesra2":"پیش طبع تو ولی است و نبیست","section_title":"بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید","section_slug":"d5-sh40","prev_citation":"M5:902","next_citation":"M5:904","commentary":[]}