{"citation":"M6:253","mesra1":"چون مراهق گشت دختر طالبان","mesra2":"بذل می‌کردند کابین گران","section_title":"بخش ۵ - حکایت غلام هندو کی به خداوند‌زادهٔ خود پنهان هوای آورده بود چون دختر را با مهتر‌زاده‌ای عقد کردند غلام خبر یافت رنجور شد و می‌گداخت و هیچ طبیب علت او را در نمی‌یافت و او را زهرهٔ گفتن نه","section_slug":"d6-sh5","prev_citation":"M6:252","next_citation":"M6:254","commentary":[]}