{"citation":"M6:2849","mesra1":"دست‌بسته سوی دیوان آمدند","mesra2":"وز نهیب جان خود لرزان شدند","section_title":"بخش ۸۹ - حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکی‌ام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخره","section_slug":"d6-sh89","prev_citation":"M6:2848","next_citation":"M6:2850","commentary":[]}