{"citation":"M6:2851","mesra1":"آنک چشمش شب بهرکه انداختی","mesra2":"روز دیدی بی شکش بشناختی","section_title":"بخش ۸۹ - حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکی‌ام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخره","section_slug":"d6-sh89","prev_citation":"M6:2850","next_citation":"M6:2852","commentary":[]}