{"citation":"M6:2932","mesra1":"اهبطوا افکند جان را در حضیض","mesra2":"از نمازش کرد محروم این محیض","section_title":"بخش ۹۰ - قصهٔ آنک گاو بحری گوهر کاویان از قعر دریا بر آورد شب بر ساحل دریا نهد در درخش و تاب آن می‌چرد بازرگان از کمین برون آید چون گاو از گوهر دورتر رفته باشد بازرگان به لجم و گل تیره گوهر را بپوشاند و بر درخت گریزد الی آخر القصه و التقریب","section_slug":"d6-sh90","prev_citation":"M6:2931","next_citation":"M6:2933","commentary":[]}