{"citation":"M6:3580","mesra1":"تا خری پیری گریزد زان نفیس","mesra2":"گاو بیند شاه نی یعنی بلیس","section_title":"بخش ۱۰۲ - گفتن خواجه در خواب به آن پای‌مرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول  نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبه‌ای باز نگردد الی آخره","section_slug":"d6-sh102","prev_citation":"M6:3579","next_citation":"M6:3581","commentary":[]}