{"citation":"M6:3939","mesra1":"شیرگیر و خوش شد انگشتک بزد","mesra2":"سوی مبرز رفت تا میزک کند","section_title":"بخش ۱۱۳ - ذکر آن پادشاه که آن دانشمند را به اکراه در مجلس آورد و بنشاند ساقی شراب بر دانشمند عرضه کرد ساغر پیش او داشت رو بگردانید و ترشی و تندی آغاز کرد شاه ساقی را گفت کی هین در طبعش آر ساقی چندی بر سرش کوفت و شرابش در خورد داد الی آخره","section_slug":"d6-sh113","prev_citation":"M6:3938","next_citation":"M6:3940","commentary":[]}