{"citation":"M6:4077","mesra1":"مار استادست بر سینه چو مرگ","mesra2":"در دهانش بهر صید اشگرف برگ","section_title":"بخش ۱۱۶ - بعد مکث ایشان متواری در بلاد چین در شهر تختگاه و بعد دراز شدن صبر بی‌صبر شدن آن بزرگین کی من رفتم الوداع خود را بر شاه عرضه کنم اما قدمی تنیلنی مقصودی او القی راسی کفادی ثم یا پای رساندم به مقصود و مراد یا سر بنهم هم‌چو دل از دست آن‌جا و نصیحت برادران او را سود ناداشتن یا عاذل العاشقین دع فة اضلها الله کیف ترشدها الی آخره","section_slug":"d6-sh116","prev_citation":"M6:4076","next_citation":"M6:4078","commentary":[]}