{"citation":"M6:4387","mesra1":"پس برون جست او چو تیری از کمان","mesra2":"که مجال گفت کم بود آن زمان","section_title":"بخش ۱۲۵ - مکرر کردن برادران پند دادن بزرگین را و تاب ناآوردن او آن پند را و در رمیدن او ازیشان شیدا و بی‌خود رفتن و خود را در بارگاه پادشاه انداختن بی‌دستوری خواستن لیک از فرط عشق و محبت نه از گستاخی و لاابالی الی آخره","section_slug":"d6-sh125","prev_citation":"M6:4386","next_citation":"M6:4388","commentary":[]}