{"citation":"M6:4723","mesra1":"اشکم خالی بود زندان دیو","mesra2":"کش غم نان مانعست از مکر و ریو","section_title":"بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شه‌زادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحب‌فراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه","section_slug":"d6-sh133","prev_citation":"M6:4722","next_citation":"M6:4724","commentary":[]}