{"citation":"M6:4727","mesra1":"چون بریشم خاک را برمی‌تنند","mesra2":"خاک در چشم ممیز می‌زنند","section_title":"بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شه‌زادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحب‌فراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه","section_slug":"d6-sh133","prev_citation":"M6:4726","next_citation":"M6:4728","commentary":[]}