{"citation":"M6:596","mesra1":"گفت روزی یار او که امشب بیا","mesra2":"که بپختم از پی تو لوبیا","section_title":"بخش ۱۷ - حکایت آن عاشق کی شب بیامد بر امید وعدهٔ معشوق بدان وثاقی کی اشارت کرده بود و بعضی از شب منتظر ماند و خوابش بربود معشوق آمد بهر انجاز وعده او را خفته یافت جیبش پر جوز کرد و او را خفته گذاشت و بازگشت","section_slug":"d6-sh17","prev_citation":"M6:595","next_citation":"M6:597","commentary":[]}