{"citation":"M6:872","mesra1":"من ببو دانم که این قصر و سرا","mesra2":"بزم جان افتاد و خاکش کیمیا","section_title":"بخش ۲۶ - داستان آن شخص کی بر در سرایی نیم‌شب سحوری می‌زد همسایه او را گفت کی آخر نیم‌شبست سحر نیست و دیگر آنک درین سرا کسی نیست بهر کی می‌زنی و جواب گفتن مطرب او را","section_slug":"d6-sh26","prev_citation":"M6:871","next_citation":"M6:873","commentary":[]}