Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۲۸ - تعیین کردن زن طریق طلب روزی کدخدای خود را و قبول کردن او (d1-sh128, daftar 1, 19 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M1:2691 گفت زن یک آفتابی تافتست عالمی زو روشنایی یافتست M1:2692 نایب رحمان خلیفهٔ کردگار شهر بغدادست از وی چون بهار M1:2693 گر بپیوندی بدان شه شه شوی سوی هر ادبیر تا کی می‌روی M1:2694 همنشینی با شهان چون کیمیاست چون نظرشان کیمیایی خود کجاست M1:2695 چشم احمد بر ابوبکری زده او ز یک تصدیق صدیق آمده M1:2696 گفت من شه را پذیرا چون شوم بی بهانه سوی او من چون روم M1:2697 نسبتی باید مرا یا حیلتی هیچ پیشه راست شد بی‌آلتی M1:2698 همچو مجنونی که بشنید از یکی که مرض آمد به لیلی اندکی M1:2699 گفت آوه بی بهانه چون روم ور بمانم از عیادت چون شوم M1:2700 لیتنی کنت طبیبا حاذقا کنت امشی نحو لیلی سابقا M1:2701 قل تعالوا گفت حق ما را بدان تا بود شرم‌اشکنی ما را نشان M1:2702 شب‌پران را گر نظر و آلت بدی روزشان جولان و خوش حالت بدی M1:2703 گفت چون شاه کرم میدان رود عین هر بی‌آلتی آلت شود M1:2704 زانک آلت دعوی است و هستی است کار در بی‌آلتی و پستی است M1:2705 گفت کی بی‌آلتی سودا کنم تا نه من بی‌آلتی پیدا کنم M1:2706 پس گواهی بایدم بر مفلسی تا مرا رحمی کند شاه غنی M1:2707 تو گواهی غیر گفت و گو و رنگ وا نما تا رحم آرد شاه شنگ M1:2708 کین گواهی که ز گفت و رنگ بد نزد آن قاضی القضاة آن جرح شد M1:2709 صدق می‌خواهد گواه حال او تا بتابد نور او بی قال او ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai