Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۵۱ - دعا کردن بلعم با عور کی موسی و قومش را از این شهر کی حصار داده‌اند بی مراد باز گردان و مستجاب شدن دعای او (d1-sh151, daftar 1, 23 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M1:3306 بلعم باعور را خلق جهان سغبه شد مانند عیسی زمان M1:3307 سجدهٔ ناوردند کس را دون او صحَّت رنجور بود افسون او M1:3308 پنجه زد با موسی از کبر و کمال آنچنان شد که شنیدستی تو حال M1:3309 صد هزار ابلیس و بلعم در جهان همچنین بودست پیدا و نهان M1:3310 این دو را مشهور گردانید الٓه تا که باشد این دو بر باقی گواه M1:3311 این دو دزد آویخت از دار بلند ورنه اندر قهر بس دزدان بُدند M1:3312 این دو را پرچم به سوی شهر برد کشتگان قهر را نتوان شمرد M1:3313 نازنینی تو ولی در حد خویش الله الله ، پا منه از حدّ بیش M1:3314 گر زنی بر نازنین‌تر از خودت در تگ هفتم زمین زیر آردت M1:3315 قصهٔ عاد و ثمود از بهر چیست؟ تا بدانی کانبیا را نازکیست M1:3316 این نشان خَسف و قَذف و صاعقه شد بیان عزّ نفسِ ناطقه M1:3317 جمله حیوان را پی انسان بکش جمله انسان را بکش از بهر هُش M1:3318 هش چه باشد، عقل کل هوشمند هوش جزوی هش بود اما نژند M1:3319 جمله حیوانات وحشی ز آدمی باشد از حیوان انسی در کمی M1:3320 خون آنها خلق را باشد سبیل زانک وحشی‌اند از عقل جلیل M1:3321 عزت وحشی بدین افتاد پست که مر انسان را مخالف آمدست M1:3322 پس چه عزت باشدت ای نادره چون شدی تو حمر مستنفره M1:3323 خر نشاید کشت از بهر صلاح چون شود وحشی، شود خونش مباح M1:3324 گرچه خر را دانش زاجر نبود هیچ معذورش نمی‌دارد ودود M1:3325 پس چو وحشی شد از آن دم آدمی کی بود معذور ای یار سمی M1:3326 لاجرم کفار را شد خون مباح همچو وحشی پیش نشاب و رماح M1:3327 جفت و فرزندانشان جمله سبیل زانک بی‌عقلند و مردود و ذلیل M1:3328 باز عقلی کو رمد از عقل عقل کرد از عقلی به حیوانات نقل ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai