Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۶۵ - سؤال کردن آن کافر از علی کرم الله وجهه کی بر چون منی مظفر شدی شمشیر از دست چون انداختی (d1-sh165, daftar 1, 15 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M1:3782 پس بگفت آن نو مسلمان ولی از سر مستی و لذت با علی M1:3783 که بفرما یا امیر المؤمنین تا بجنبد جان بتن در چون جنین M1:3784 هفت اختر هر جنین را مدتی می‌کنند ای جان به نوبت خدمتی M1:3785 چونک وقت آید که جان گیرد جنین آفتابش آن زمان گردد معین M1:3786 این جنین در جنبش آید ز آفتاب کآفتابش جان همی‌بخشد شتاب M1:3787 از دگر انجم به جز نقشی نیافت این جنین تا آفتابش بر نتافت M1:3788 از کدامین ره تعلق یافت او در رحم با آفتاب خوب‌رو M1:3789 از ره پنهان که دور از حس ماست آفتاب چرخ را بس راههاست M1:3790 آن رهی که زر بیابد قوت ازو و آن رهی که سنگ شد یاقوت ازو M1:3791 آن رهی که سرخ سازد لعل را وان رهی که برق بخشد نعل را M1:3792 آن رهی که پخته سازد میوه را و آن رهی که دل دهد کالیوه را M1:3793 بازگو ای باز پر افروخته با شه و با ساعدش آموخته M1:3794 باز گو ای باز عنقاگیر شاه ای سپاه‌اشکن بخود نه با سپاه M1:3795 امت وحدی یکی و صد هزار بازگو ای بنده بازت را شکار M1:3796 در محل قهر این رحمت ز چیست اژدها را دست دادن راه کیست ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai