Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۶۶ - جواب گفتن امیر المؤمنین کی سبب افکندن شمشیر از دست چه بوده است در آن حالت (d1-sh166, daftar 1, 57 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M1:3797 گفت من تیغ از پی حق می‌زنم بندهٔ حقم نه مامور تنم M1:3798 شیر حقم نیستم شیر هوا فعل من بر دین من باشد گوا M1:3799 ما رمیت اذ رمیتم در حراب من چو تیغم وان زننده آفتاب M1:3800 رخت خود را من ز ره بر داشتم غیر حق را من عدم انگاشتم M1:3801 سایه‌ای‌ام کدخداام آفتاب حاجبم من نیستم او را حجاب M1:3802 من چو تیغم پر گهرهای وصال زنده گردانم نه کشته در قتال M1:3803 خون نپوشد گوهر تیغ مرا باد از جا کی برد میغ مرا M1:3804 که نیم کوهم ز حلم و صبر و داد کوه را کی در رباید تند باد M1:3805 آنک از بادی رود از جا خسیست زانک باد ناموافق خود بسیست M1:3806 باد خشم و باد شهوت باد آز برد او را که نبود اهل نماز M1:3807 کوهم و هستی من بنیاد اوست ور شوم چون کاه بادم یاد اوست M1:3808 جز به باد او نجنبد میل من نیست جز عشق احد سرخیل من M1:3809 خشم بر شاهان شه و ما را غلام خشم را هم بسته‌ام زیر لگام M1:3810 تیغ حلمم گردن خشمم زدست خشم حق بر من چو رحمت آمدست M1:3811 غرق نورم گرچه سقفم شد خراب روضه گشتم گرچه هستم بوتراب M1:3812 چون در آمد علتی اندر غزا تیغ را دیدم نهان کردن سزا M1:3813 تا احب لله آید نام من تا که ابغض لله آید کام من M1:3814 تا که اعطا لله آید جود من تا که امسک لله آید بود من M1:3815 بخل من لله عطا لله و بس جمله لله‌ام نیم من آن کس M1:3816 وانچ لله می‌کنم تقلید نیست نیست تخییل و گمان جز دید نیست M1:3817 ز اجتهاد و از تحری رسته‌ام آستین بر دامن حق بسته‌ام M1:3818 گر همی‌پرم همی‌بینم مطار ور همی‌گردم همی‌بینم مدار M1:3819 ور کشم باری بدانم تا کجا ماهم و خورشید پیشم پیشوا M1:3820 بیش ازین با خلق گفتن روی نیست بحر را گنجایی اندر جوی نیست M1:3821 پست می‌گویم به اندازهٔ عقول عیب نبود این بود کار رسول M1:3822 از غرض حرم گواهی حر شنو که گواهی بندگان نه ارزد دو جو M1:3823 در شریعت مر گواهی بنده را نیست قدری وقت دعوی و قضا M1:3824 گر هزاران بنده باشندت گواه بر نسنجد شرع ایشان را به کاه M1:3825 بندهٔ شهوت بتر نزدیک حق از غلام و بندگان مسترق M1:3826 کین بیک لفظی شود از خواجه حر وان زید شیرین میرد سخت مر M1:3827 بندهٔ شهوت ندارد خود خلاص جز به فضل ایزد و انعام خاص M1:3828 در چهی افتاد کان را غور نیست وان گناه اوست جبر و جور نیست M1:3829 در چهی انداخت او خود را که من درخور قعرش نمی‌یابم رسن M1:3830 بس کنم گر این سخن افزون شود خود جگر چه بود که خارا خون شود M1:3831 این جگرها خون نشد نه از سختی است غفلت و مشغولی و بدبختی است M1:3832 خون شود روزی که خونش سود نیست خون شو آن وقتی که خون مردود نیست M1:3833 چون گواهی بندگان مقبول نیست عدل او باشد که بندهٔ غول نیست M1:3834 گشت ارسلناک شاهد در نذر زانک بود از کون او حر بن حر M1:3835 چونک حرم خشم کی بندد مرا نیست اینجا جز صفات حق در آ M1:3836 اندر آ کآزاد کردت فضل حق زانک رحمت داشت بر خشمش سبق M1:3837 اندر آ اکنون که رستی از خطر سنگ بودی کیمیا کردت گهر M1:3838 رسته‌ای از کفر و خارستان او چون گلی بشکف به سروستان هو M1:3839 تو منی و من توم ای محتشم تو علی بودی علی را چون کشم M1:3840 معصیت کردی به از هر طاعتی آسمان پیموده‌ای در ساعتی M1:3841 بس خجسته معصیت کان کرد مرد نه ز خاری بر دمد اوراق ورد M1:3842 نه گناه عمر و قصد رسول می‌کشیدش تا بدرگاه قبول M1:3843 نه بسحر ساحران فرعونشان می‌کشید و گشت دولت عونشان M1:3844 گر نبودی سحرشان و آن جحود کی کشیدیشان به فرعون عنود M1:3845 کی بدیدندی عصا و معجزات معصیت طاعت شد ای قوم عصات M1:3846 ناامیدی را خدا گردن زدست چون گنه مانند طاعت آمدست M1:3847 چون مبدل می‌کند او سیئات طاعتی‌اش می‌کند رغم وشات M1:3848 زین شود مرجوم شیطان رجیم وز حسد او بطرقد گردد دو نیم M1:3849 او بکوشد تا گناهی پرورد زان گنه ما را به چاهی آورد M1:3850 چون ببیند کان گنه شد طاعتی گردد او را نامبارک ساعتی M1:3851 اندر آ من در گشادم مر ترا تف زدی و تحفه دادم مر ترا M1:3852 مر جفاگر را چنینها می‌دهم پیش پای چپ چه سان سر می‌نهم M1:3853 پس وفاگر را چه بخشم تو بدان گنجها و ملکهای جاودان ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai