Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیه‌السلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامست (d1-sh33, daftar 1, 28 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M1:674 بعد ماهی خلق گفتند ای مهان از امیران کیست بر جایش نشان M1:675 تا به جای او شناسیمش امام دست و دامن را به دست او دهیم M1:676 چونک شد خورشید و ما را کرد داغ چاره نبود بر مقامش از چراغ M1:677 چونک شد از پیش دیده وصل یار نایبی باید ازومان یادگار M1:678 چونک گل بگذشت و گلشن شد خراب بوی گل را از که یابیم از گلاب M1:679 چون خدا اندر نیاید در عیان نایب حق‌اند این پیغامبران M1:680 نه غلط گفتم که نایب با منوب گر دو پنداری قبیح آید نه خوب M1:681 نه دو باشد تا توی صورت‌پرست پیش او یک گشت کز صورت برست M1:682 چون به صورت بنگری چشم تو دوست تو به نورش در نگر کز چشم رست M1:683 نور هر دو چشم نتوان فرق کرد چونک در نورش نظر انداخت مرد M1:684 ده چراغ ار حاضر آید در مکان هر یکی باشد بصورت غیر آن M1:685 فرق نتوان کرد نور هر یکی چون به نورش روی آری بی‌شکی M1:686 گر تو صد سیب و صد آبی بشمری صد نماند یک شود چون بفشری M1:687 در معانی قسمت و اعداد نیست در معانی تجزیه و افراد نیست M1:688 اتحاد یار با یاران خوشست پای معنی‌گیرْ، صورت سرکشست M1:689 صورتِ سرکش گُدازان کُن برَنج تا ببینی زیر او وحدت چو گنج M1:690 ور تو نگدازی عنایتهای او خود گدازد ای دلم مولای او M1:691 او نماید هم به دلها خویش را او بدوزد خرقهٔ درویش را M1:692 منبسط بودیم یک جوهر همه بی‌سر و بی پا بدیم آن سر همه M1:693 یک گهر بودیم همچون آفتاب بی گره بودیم و صافی همچو آب M1:694 چون بصورت آمد آن نور سره شد عدد چون سایه‌های کنگره M1:695 گنگره ویران کنید از منجنیق تا رود فرق از میان این فریق M1:696 شرح این را گفتمی من از مری لیک ترسم تا نلغزد خاطری M1:697 نکته‌ها چون تیغ پولادست تیز گر نداری تو سپر وا پس گریز M1:698 پیش این الماس بی اسپر میا کز بریدن تیغ را نبود حیا M1:699 زین سبب من تیغ کردم در غلاف تا که کژخوانی نخواند برخلاف M1:700 آمدیم اندر تمامی داستان وز وفاداری جمع راستان M1:701 کز پس این پیشوا بر خاستند بر مقامش نایبی می‌خواستند ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai