Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۱۵ - حیران شدن حاجیان در کرامات آن زاهد کی در بادیه تنهاش یافتند (d2-sh115, daftar 2, 23 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M2:3797 زاهدی بُد در میان بادیه در عبادت غرق چون عبادیه M2:3798 حاجیان آنجا رسیدند از بلاد دیده‌شان بر زاهد خشک اوفتاد M2:3799 جای زاهد خشک بود او ترمزاج از سموم بادیه بودش علاج M2:3800 حاجیان حیران شدند از وحدتش و آن سلامت در میان آفتش M2:3801 در نماز استاده بد بر روی ریگ ریگ کز تَفش بجوشد آب دیگ M2:3802 گفتیی سرمست در سبزه و گلست یا سواره بر براق و دلدلست M2:3803 یا که پایش بر حریر و حله‌هاست یا سموم او را به از باد صباست M2:3804 پس بماندند آن جماعت با نیاز تا شود درویش فارغ از نماز M2:3805 چون ز استغراق باز آمد فقیر زان جماعت زندهٔ روشن‌ضمیر M2:3806 دید کآبش می‌چکید از دست و رو جامه‌اش تر بود از آثار وضو M2:3807 پس بپرسیدش که آبت از کجاست دست را بر داشت کز سوی سماست M2:3808 گفت هر گاهی که خواهی می‌رسد بی ز چاه و بی ز حبل من مسد M2:3809 مشکل ما حل کن ای سلطان دین تا ببخشد حال تو ما را یقین M2:3810 وا نما سری ز اسرارت بما تا ببریم از میان زنارها M2:3811 چشم را بگشود سوی آسمان که اجابت کن دعای حاجیان M2:3812 رزق‌جویی را ز بالا خوگرم تو ز بالا بر گشودستی درم M2:3813 ای نموده تو مکان از لامکان فی السماء رزقکم کرده عیان M2:3814 در میان این مناجات ابر خوش زود پیدا شد چو پیل آب‌کش M2:3815 همچو آب از مشک باریدن گرفت در گو و در غارها مسکن گرفت M2:3816 ابر می‌بارید چون مشک اشکها حاجیان جمله گشاده مشکها M2:3817 یک جماعت زان عجایب کارها می‌بریدند از میان زنارها M2:3818 قوم دیگر را یقین در ازدیاد زین عجب والله اعلم بالرشاد M2:3819 قوم دیگر ناپذیرا ترش و خام ناقصان سرمدی تم الکلام ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai