Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۴۷ - تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس (d2-sh47, daftar 2, 17 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M2:2123 شخص خفت و خرس می‌راندش مگس وز ستیز آمد مگس زو باز پس M2:2124 چند بارش راند از روی جوان آن مگس زو باز می‌آمد دوان M2:2125 خشمگین شد با مگس خرس و برفت بر گرفت از کوه سنگی سخت زفت M2:2126 سنگ آورد و مگس را دید باز بر رخ خفته گرفته جای و ساز M2:2127 بر گرفت آن آسیا سنگ و بزد بر مگس تا آن مگس وا پس خزد M2:2128 سنگ روی خفته را خشخاش کرد این مثل بر جمله عالم فاش کرد M2:2129 مهر ابله مهر خرس آمد یقین کین او مهرست و مهر اوست کین M2:2130 عهد او سستست و ویران و ضعیف گفت او زفت و وفای او نحیف M2:2131 گر خورد سوگند هم باور مکن بشکند سوگند مرد کژسخن M2:2132 چونک بی‌سوگند گفتش بد دروغ تو میفت از مکر و سوگندش به دوغ M2:2133 نفس او میرست و عقل او اسیر صد هزاران مصحفش خود خورده گیر M2:2134 چونک بی سوگند پیمان بشکند گر خورد سوگند هم آن بشکند M2:2135 زانک نفس آشفته‌تر گردد از آن که کنی بندش به سوگند گران M2:2136 چون اسیری بند بر حاکم نهد حاکم آن را بر درد بیرون جهد M2:2137 بر سرش کوبد ز خشم آن بند را می‌زند بر روی او سوگند را M2:2138 تو ز اوفوا بالعقودش دست شو احفظوا ایمانکم با او مگو M2:2139 وانک حق را ساخت در پیمان سند تن کند چون تار و گرد او تند ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai