Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۰۶ - شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه (d3-sh106, daftar 3, 13 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M3:2376 چونک داود نبی آمد برون گفت هین چونست این احوال چون M3:2377 مدّعی گفت ای نبی الله داد گاو من در خانهٔ او درفتاد M3:2378 کشت گاوم را بپرسش که چرا گاو من کشت او بیان کن ماجرا M3:2379 گفت داودش بگو ای بوالکرم چون تلف کردی تو ملک محترم M3:2380 هین پراکنده مگو حجت بیار تا به یک سو گردد این دعوی و کار M3:2381 گفت ای داود بودم هفت سال روز و شب اندر دعا و در سؤال M3:2382 این همی‌جستم ز یزدان کای خدا روزیی خواهم حلال و بی عنا M3:2383 مرد و زن بر ناله من واقف‌اند کودکان این ماجرا را واصف‌اند M3:2384 تو بپرس از هر که خواهی این خبر تا بگوید بی شکنجه بی ضرر M3:2385 هم هویدا پرس و هم پنهان ز خلق که چه می‌گفت این گدای ژنده‌دلق M3:2386 بعد این جمله دعا و این فغان گاوی اندر خانه دیدم ناگهان M3:2387 چشم من تاریک شد نه بهر لوت شادی آن که قبول آمد قنوت M3:2388 کشتم آن را تا دهم در شکر آن که دعای من شنود آن غیب‌دان ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai