Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۱۲ - عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز آشکارا کند و حجتها را همه قطع کند (d3-sh112, daftar 3, 13 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M3:2442 گفت ای یاران زمان آن رسید کان سِر مکتوم او گردد پدید M3:2443 جمله برخیزید تا بیرون رویم تا بر آن سِر نهان واقف شویم M3:2444 در فلان صحرا درختی هست زفت شاخهااش انبُه و بسیار و چفت M3:2445 سخت راسخ خیمه‌گاه و میخ او بوی خون می‌آیدم از بیخ او M3:2446 خون شدست اندر بن آن خوش درخت خواجه را کُشتست این منحوس‌ بخت M3:2447 تا کنون حلم خدا پوشید آن آخر از ناشکری آن قلتبان M3:2448 که عیال خواجه را روزی ندید نه به نوروز و نه موسمهای عید M3:2449 بی‌نوایان را به یک لقمه نجست یاد ناورد او ز حقهای نخست M3:2450 تا کنون از بهر یک گاو این لعین می‌زند فرزند او را در زمین M3:2451 او بخود برداشت پرده از گناه ورنه می‌پوشید جرمش را اله M3:2452 کافر و فاسق درین دور گزند پرده خود را به‌خود بر می‌درند M3:2453 ظلم مستورست در اسرار جان می‌نهد ظالم به‌پیش مردمان M3:2454 که ببینیدم که دارم شاخها گاو دوزخ را ببینید از ملا ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai