Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۳۱ - وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هوا (d3-sh131, daftar 3, 23 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M3:2862 باز مرغی فوق دیواری نشست دیده سوی دانه دامی ببست M3:2863 یک نظر او سوی صحرا می‌کند یک نظر حرصش به دانه می‌کشد M3:2864 این نظر با آن نظر چالیش کرد ناگهانی از خرد خالیش کرد M3:2865 باز مرغی کان تردد را گذاشت زان نظر بر کند و بر صحرا گماشت M3:2866 شاد پرّ و بال او بَـخّـاً لَهُ تا امام جمله آزادان شد او M3:2867 هر که او را مقتدا سازد برست در مقام امن و آزادی نشست M3:2868 زانک شاه حازمان آمد دلش تا گلستان و چمن شد منزلش M3:2869 حزم ازو راضی و او راضی ز حزم این چنین کن گر کنی تدبیر و عزم M3:2870 بارها در دام حرص افتاده‌ای حلق خود را در بریدن داده‌ای M3:2871 بازت آن تواب لطف آزاد کرد توبه پذرفت و شما را شاد کرد M3:2872 گفت إن عُدتُم کذا عُدنا کذا نحنُ زوّجنَا الْفِعالَ بِالجزا M3:2873 چونک جفتی را بر خود آورم آید آن را جفتش دوانه لاجرم M3:2874 جفت کردیم این عمل را با اثر چون رسد جفتی رسد جفتی دگر M3:2875 چون رباید غارتی از جفت شوی جفت می‌آید پس او شوی‌جوی M3:2876 بار دیگر سوی این دام آمدیت خاک اندر دیدهٔ توبه زدیت M3:2877 بازتان تواب بگشاد از گره گفت هین بگریز روی این سو منه M3:2878 باز چون پروانهٔ نسیان رسید جانتان را جانب آتش کشید M3:2879 کم کن ای پروانه نسیان و شکی در پر سوزیده بنگر تو یکی M3:2880 چون رهیدی شکر آن باشد که هیچ سوی آن دانه نداری پیچ پیچ M3:2881 تا ترا چون شکر گویی بخشد او روزیی بی دام و بی خوف عدو M3:2882 شکر آن نعمت که‌تان آزاد کرد نعمت حق را بباید یاد کرد M3:2883 چند اندر رنجها و در بلا گفتی از دامم رها ده ای خدا M3:2884 تا چنین خدمت کنم احسان کنم خاک اندر دیدهٔ شیطان زنم ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai