Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۶۰ - خبر کردن خروس از مرگ خواجه (d3-sh160, daftar 3, 24 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M3:3343 لیک فردا خواهد او مردن یقین گاو خواهد کشت وارث در حنین M3:3344 صاحب خانه بخواهد مرد رفت روز فردا نک رسیدت لوت زفت M3:3345 پاره‌های نان و لالنگ و طعام در میان کوی یابد خاص و عام M3:3346 گاو قربانی و نانهای تنک بر سگان و سایلان ریزد سبک M3:3347 مرگ اسپ و استر و مرگ غلام بد قضا گردان این مغرور خام M3:3348 از زیان مال و درد آن گریخت مال افزون کرد و خون خویش ریخت M3:3349 این ریاضتهای درویشان چراست کان بلا بر تن بقای جانهاست M3:3350 تا بقای خود نیابد سالکی چون کند تن را سقیم و هالکی M3:3351 دست کی جنبد به ایثار و عمل تا نبیند داده را جانش بدل M3:3352 آنک بدهد بی امید سودها آن خدایست آن خدایست آن خدا M3:3353 یا ولی حق که خوی حق گرفت نور گشت و تابش مطلق گرفت M3:3354 کو غنی است و جز او جمله فقیر کی فقیری بی عوض گوید که گیر M3:3355 تا نبیند کودکی که سیب هست او پیاز گنده را ندهد ز دست M3:3356 این همه بازار بهر این غرض بر دکانها شسته بر بوی عوض M3:3357 صد متاع خوب عرضه می‌کنند واندرون دل عوضها می‌تنند M3:3358 یک سلامی نشنوی ای مرد دین که نگیرد آخرت آن آستین M3:3359 بی طمع نشنیده‌ام از خاص و عام من سلامی ای برادر والسلام M3:3360 جز سلام حق هین آن را بجو خانه خانه جا بجا و کو بکو M3:3361 از دهان آدمی خوش‌مشام هم پیام حق شنودم هم سلام M3:3362 وین سلام باقیان بر بوی آن من همی‌نوشم به دل خوشتر ز جان M3:3363 زان سلام او سلام حق شدست کآتش اندر دودمان خود زدست M3:3364 مرده است از خود شده زنده برب زان بود اسرار حقش در دو لب M3:3365 مردن تن در ریاضت زندگیست رنج این تن روح را پایندگیست M3:3366 گوش بنهاده بد آن مرد خبیث می‌شنود او از خروسش آن حدیث ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai