Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روح‌اند (d3-sh214, daftar 3, 27 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M3:4434 گوید ای اجزای پست فرشیم غربت من تلختر من عرشیم M3:4435 میل تن در سبزه و آب روان زان بود که اصل او آمد از آن M3:4436 میل جان اندر حیات و در حی است زانک جان لامکان اصل وی است M3:4437 میل جان در حکمتست و در علوم میل تن در باغ و راغست و کروم M3:4438 میل جان اندر ترقی و شرف میل تن در کسب و اسباب علف M3:4439 میل و عشق آن شرف هم سوی جان زین یحب را و یحبون را بدان M3:4440 حاصل آنک هر که او طالب بود جان مطلوبش درو راغب بود M3:4441 گر بگویم شرح این بی حد شود مثنوی هشتاد تا کاغذ شود M3:4442 آدمی حیوان نباتی و جماد هر مرادی عاشق هر بی‌مراد M3:4443 بی‌مرادان بر مرادی می‌تنند و آن مرادان جذب ایشان می‌کنند M3:4444 لیک میل عاشقان لاغر کند میل معشوقان خوش و خوش‌فر کند M3:4445 عشق معشوقان دو رخ افروخته عشق عاشق جان او را سوخته M3:4446 کهربا عاشق به شکل بی‌نیاز کاه می‌کوشد در آن راه دراز M3:4447 این رها کن عشق آن تشنه‌دهان تافت اندر سینهٔ صدر جهان M3:4448 دود آن عشق و غم آتش‌کده رفته در مخدوم او مشفق شده M3:4449 لیکش از ناموس و بوش و آب رو شرم می‌آمد که وا جوید ازو M3:4450 رحمتش مشتاق آن مسکین شده سلطنت زین لطف مانع آمده M3:4451 عقل حیران کین عجب او را کشید یا کشش زان سو بدینجانب رسید M3:4452 ترک جلدی کن کزین ناواقفی لب ببند الله اعلم بالخفی M3:4453 این سخن را بعد ازین مدفون کنم آن کشنده می‌کشد من چون کنم M3:4454 کیست آن کت می‌کشد ای معتنی آنک می‌نگذاردت کین دم زنی M3:4455 صد عزیمت می‌کنی بهر سفر می‌کشاند مر ترا جای دگر M3:4456 زان بگرداند به هر سو آن لگام تا خبر یابد ز فارس اسپ خام M3:4457 اسپ زیرکسار زان نیکو پیست کو همی‌داند که فارس بر ویست M3:4458 او دلت را بر دو صد سودا ببست بی‌مرادت کرد پس دل را شکست M3:4459 چون شکست او بال آن رای نخست چون نشد هستی بال‌اشکن درست M3:4460 چون قضایش حبل تدبیرت سکست چون نشد بر تو قضای آن درست ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai