Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۳ - بقیهٔ قصهٔ متعرضان پیل‌بچگان (d3-sh3, daftar 3, 33 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M3:105 هر دهان را پیل بویی می‌کند گرد معدهٔ هر بشر بر می‌تند M3:106 تا کجا یابد کباب پور خویش تا نماید انتقام و زور خویش M3:107 گوشت‌های بندگان حق خوری غیبت ایشان کنی، کیفر بَری M3:108 هان که بویای دهانتان خالق است کی بَرد جان غیر آن کاو صادق است؟ M3:109 وای آن افسوسیی کش بوی‌گیر باشد اندر گور منکر یا نکیر M3:110 نه دهان دزدیدن امکان زان مهان نه دهان خوش کردن از دارو‌دهان M3:111 آب و روغن نیست مر روپوش را راه حیلت نیست عقل و هوش را M3:112 چند کوبد زخم‌های گرزشان بر سر هر ژاژخا و مرزشان M3:113 گرز عزرائیل را بنگر اثر گر نبینی چوب و آهن در صور M3:114 هم به‌صورت می‌نماید گه‌گهی زان همان رنجور باشد آگهی M3:115 گوید آن رنجور ای یاران من چیست این شمشیر بر ساران من M3:116 ما نمی‌بینیم باشد این خیال چه خیالست این که این هست ارتحال M3:117 چه خیالست این که این چرخ نگون از نهیب این خیالی شد کنون M3:118 گرزها و تیغ‌ها محسوس شد پیش بیمار و سرش منکوس شد M3:119 او همی‌بیند که آن از بهر اوست چشم دشمن بسته زان و چشم دوست M3:120 حرص دنیا رفت و چشمش تیز شد چشم او روشن گه خون‌ریز شد M3:121 مرغ بی‌هنگام شد آن چشم او از نتیجهٔ کبر او و خشم او M3:122 سر بریدن واجب آید مرغ را کاو به غیر وقت جنباند درا M3:123 هر زمان نزعی‌ست جزو جانت را بنگر اندر نزع جان ایمانت را M3:124 عمر تو مانند همیان زر‌ست روز و شب مانند دینار اشمر‌ست M3:125 می‌شمارد می‌دهد زر بی‌وقوف تا که خالی گردد و آید خسوف M3:126 گر ز کُه بستانی و ننهی بجای اندر آید کوه زان دادن ز پای M3:127 پس بنه بر جای هر دم را عوض تا ز «واسجد واقترب» یابی غرض M3:128 در تمامی کارها چندین مکوش جز به کاری که بود در دین مکوش M3:129 عاقبت تو رفت خواهی ناتمام کارهاات ابتر و نان تو خام M3:130 وان عمارت کردن گور و لحد نه به سنگست و به چوب و نه لبد M3:131 بلک خود را در صفا گوری کَنی در منی‌ او کُنی دفن منی M3:132 خاک او گردی و مدفون غمش تا دمت یابد مددها از دمش M3:133 گورخانه و قبه‌ها و کنگره نبود از اصحاب معنی آن سَره M3:134 بنگر اکنون زنده اطلس‌پوش را هیچ اطلس دست گیرد هوش را؟ M3:135 در عذاب منکرست آن جان او گزدُم غم در دل غمدان او M3:136 از برون بر ظاهرش نقش و نگار وز درون ز اندیشه‌ها او زار زار M3:137 و آن یکی بینی در آن دلق کهن چون نبات اندیشه و شکر سخن ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai