Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۴۵ - خواندن آن دو ساحر پدر را از گور و پرسیدن از روان پدر حقیقت موسی علیه السلام (d3-sh45, daftar 3, 9 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M3:1174 بعد از آن گفتند ای مادر بیا گور بابا کو، تو ما را ره نما M3:1175 بردشان بر گور او بنمود راه پس سه‌روزه داشتند از بهر شاه M3:1176 بعد از آن گفتند ای بابا به ما شاه پیغامی فرستاد از وجا M3:1177 که دو مرد او را به تنگ آورده‌اند آب رویش پیش لشکر برده‌اند M3:1178 نیست با ایشان سلاح و لشکری جز عصا و در عصا شور و شری M3:1179 تو جهان راستان در رفته‌ای گرچه در صورت به خاکی خفته‌ای M3:1180 آن اگر سحرست ما را ده خبر ور خدایی باشد ای جان پدر M3:1181 هم خبر ده تا که ما سجده کنیم خویشتن بر کیمیایی بر زنیم M3:1182 ناامیدانیم و اومیدی رسید راندگانیم و کرم ما را کشید ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai