Masnavi-ye Maʿnavi بخش ۱۳۰ - تصدیق کردن استر جوابهای شتر را و اقرار کردن بفضل او بر خود و ازو استعانت خواستن و بدو پناه گرفتن به صدق و نواختن شتر او را و ره نمودن و یاری دادن پدرانه و شاهانه (d4-sh130, daftar 4, 24 beyts) ──────────────────────────────────────────────────────── M4:3403 گفت استر راست گفتی ای شتر این بگفت و چشم کرد از اشک پر M4:3404 ساعتی بگریست و در پایش فتاد گفت ای بگزیدهٔ رب العباد M4:3405 چه زیان دارد گر از فرخندگی در پذیری تو مرا دربندگی M4:3406 گفت چون اقرار کردی پیش من رو که رستی تو ز آفات زمن M4:3407 دادی انصاف و رهیدی از بلا تو عدو بودی شدی ز اهل ولا M4:3408 خوی بد در ذات تو اصلی نبود کز بد اصلی نیاید جز جحود M4:3409 آن بد عاریتی باشد که او آرد اقرار و شود او توبه‌جو M4:3410 هم‌چو آدم زلتش عاریه بود لاجرم اندر زمان توبه نمود M4:3411 چونک اصلی بود جرم آن بلیس ره نبودش جانب توبهٔ نفیس M4:3412 رو که رستی از خود و از خوی بد واز زبانهٔ نار و از دندان دد M4:3413 رو که اکنون دست در دولت زدی در فکندی خود به بخت سرمدی M4:3414 ادخلی تو فی عبادی یافتی ادخلی فی جنتی در بافتی M4:3415 در عبادش راه کردی خویش را رفتی اندر خلد از راه خفا M4:3416 اهدنا گفتی صراط مستقیم دست تو بگرفت و بردت تا نعیم M4:3417 نار بودی نور گشتی ای عزیز غوره بودی گشتی انگور و مویز M4:3418 اختری بودی شدی تو آفتاب شاد باش الله اعلم بالصواب M4:3419 ای ضیاء الحق حسام‌الدین بگیر شهد خویش اندر فکن در حوض شیر M4:3420 تا رهد آن شیر از تغییر طعم یابد از بحر مزه تکثیر طعم M4:3421 متصل گردد بدان بحر الست چونک شد دریا ز هر تغییر رست M4:3422 منفذی یابد در آن بحر عسل آفتی را نبود اندر وی عمل M4:3423 غره‌ای کن شیروار ای شیر حق تا رود آن غره بر هفتم طبق M4:3424 چه خبر جان ملول سیر را کی شناسد موش غرهٔ شیر را M4:3425 برنویس احوال خود با آب زر بهر هر دریادلی نیکوگهر M4:3426 آب نیلست این حدیث جان‌فزا یا ربش در چشم قبطی خون نما ──────────────────────────────────────────────────────── Source: ganjoor.net via masnavi.ai